خرید بک لینک

زندگی بی نگه دوست ، دمی جایز نیست

سال ها بی مه و مهتاب شبی جایز نیست

حرف دل چون که میسر بشود پیش طبیب

هرچه تکرار کنی ، زیر لبی جایز نیست

ادب آن است که اظهـار کـنی مهر درون

دلبری باشـد اگـر ، بی ادبی جایز نیست

حـزن دنیا و غـمش چون که تشنج سازد

در زمستان غمین ، هیچ تبی جایز نیست

چون که شیرینی عشق آید و سرمستی مهر

دگرت شهد و شراب و رطبی جایز نیست

روید اندر دل اگر شاخه ی انگور وصال

شکر و شیره و شیرین عنبی جایز نیست

چـون که وارد شده ای در طرف استغنا

غرقه ی عشق و فنا را طلبی جایز نیست

بس شگفنی است در آیینه ی چشمان نگار

ناظـر روی صنم را عجـبی جایـز نیست

بی سبب نیست که عشق آید و گرما سازد

سبـبِ سوزِ درون را سـببی جایز نـیست

چون که عشـق آید و بنیاد نهـد باغِ بهشت

دوزخ و آتش و قهر و غضبی جایز نیست

چه کسی گفت که عشق من و تو ممنوع است

اینچـنـیـن نام خـوشی را لـقـبی جایز نیست

+ نوشته شده توسط علی در سه شنبه هشتم تیر ۱۳۹۵ و ساعت 14:37 |

برچسب: نویسنده: مهدی قربانی تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 17:15

صفحه بندی