خرید بک لینک

آن شب است امشب که صبحش ، شاد نیست

خانه ی مهتاب هم ، از فرط غم ، آباد نیست

آفتاب از خجلتش تاخیر دارد در طلوع

بر گلوی عاشقان ، جز پنجه ی پولاد نیست

بغض شب با آه غم ، پیوست تا افغان روز

نورِ فردا در غبار و روشنی ، در یاد نیست

هم گلو بگرفت و هم ، خشک است چشم

آب باران ، آب دریا ، برلب نوزاد نیست

کودک شش ماهه هم شد آشنا با تیر تیز

با لب خشکیده گوید فرصت فریاد نیست

برچسب: نویسنده: مهدی قربانی تاريخ: چهارشنبه 11 مرداد 1402 ساعت: 21:29

صفحه بندی